السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )
7
رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )
پرداخته و اثرى شگرف و حيرتآور و سودمند و قابل تحسين به بار آورده است . اينجانب از زمانى كه با اين رسالهء شريف مواجه شدم ، اين فكر برايم پيدا شد كه اى كاش شخص داناى با بصيرتى به ترجمهء اين رساله همت مىگماشت و اين آرزوى خويش را در آغاز يكى از تأليفاتم نيز كه اتفاقا در همين موضوع ولايت عرفانى نگاشتهام و « ولايت تكوينى » نام دارد و به زيور طبع نيز آراسته گشته است با خوانندگان اهل فن و راسخان در معرفت در ميان نهادم ، تا دست تقدير قرعهء فال به نام من مسكين رقم زد و با همهء فقر علمى و بىبضاعتى ، جسارت كرده و به ترجمهء اين اثر عميق و راهگشا دست يازيدم . اميدوارم كه روح پرفتوح ، بل ابو الفتوح علامهء بزرگ ما ( قدس سره ) از اين كار من خشنود و خرسند گشته باشد . البته لازم به يادآورى است كه مدتها دچار ترديد و تأمل بودم كه آيا به ترجمهء اين رساله بپردازم يا خيال انجام اين كار را از سر به در كنم تا اينكه در جلساتى كه خدمت برخى از بزرگان حكمت و عرفان و بعضى از آن تلاميذ بزرگ مرحوم علامه ( ره ) مىرسيدم - كه توفيق شاگردى بعضى از آن دانايان و فرزانگان را نيز داشتم - اين تصميم خويش را با آن حكيمان و عارفان و خردمندان در ميان نهادم كه با استقبال و تشويق و تمجيد و ستودن آن عزيزان و سروران روبرو گشتم و خدا را بر اين توفيق درود و سپاس مىگويم و از حضرتش دوام توفيق و استمرار فيض و عنايت را طلب مىكنم . اينك براى آنكه اهميت رساله و موقع و جايگاه آن براى خوانندگان عزيز و علاقهمندان به بحثهاى عرفانى شناختهتر گردد ، دم فروكشيده و رشتهء سخن را به دست با كفايت دو تن از تلاميذ فرزانهء آن بزرگ كه هر دو از استادان بزرگ فلسفه و از عارفان نامى اين عصر به شمار مىروند ، مىسپارم تا هم قدر و منزلت رساله به خوبى دانسته گردد و هم روش سلوكى و شيوهء عرفانى مرحوم علامه ( قدس سره ) از زبان تلاميذ شايسته و خردمندش آشكار و هويدا گردد . « 1 »
--> ( 1 ) . البته استاد بزرگوار و حكيم گرانقدر و عالم عامل و فقيه نحرير حضرت آيت اللّه محمدى گيلانى ( دام ظله الوارف ) كه حقير همواره مشمول عنايات و الطاف پدرانهء آن سرور عزيز بودهام ، در كتاب « يادنامهء علامه طباطبايى » تمامى مخطوطات و از آن ميان ، رسالهء حاضر را به -